تبلیغات
نه هر که چهره بر افروخت دلبری داند


نه هر که چهره بر افروخت دلبری داند


پنجشنبه 25 مرداد 1386

آنكه رخسار تو را رنگ گل و نسرین داد

صبر و آرام تواند به من مسكین داد

وآنكه گیسوی تو را رسم تطاول آموخت

هم تواند كرمش داد من غمگین داد

گنج زرگر نبود گنج قناعت باقی است

آنكه آن داد به شاهان به گدایان این داد

خوش عروسیست جهان از ره صورت لیكن

هر كه پیوست بدو عمر  خودش كاوین داد

در كف غصه ی دوران دل حافظ خون شد

از فراق رخت ای خواجه قوام الدین داد




نوشته شده توسط شفقی در پنجشنبه 25 مرداد 1386 و ساعت 07:08 ق.ظ
Desined By Mohamad + Alireza